تبليغاتX
log
دلباختگان یار
شهادت امام صادت(ع)تسليت باد

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 20:36  توسط روح اله فقیه  | 

مولا بِوين دُنيي خُيا وايِن چِطو داغون بيو

                             جُغدِن ميخونه متصل ري خونه يِ ويرون بيو

دل ني تو سينامو تِشِن ، سينامو چال بِلتِشِن

                             دنياتو دَسِ جاكِشِن ، حاكِم هِسِن شيطون بيو

يا كُشت و كشتار و جِرِن يا فِتنِه جويي وُ شِرِن

                             انگا تو شهر هِرتِسيم بي منطق وقانون بيو

سيلاكو بُنگِ الامون فرياد و بيداد و فغون

                             روزو شمال و قبله در هم سامونِ حيرون بيو

هم ميدوزن هم ميدرن هم ميزنن هم ميبرن

                             ناف و جيگر،صَنديك زر،هوش و دل اِنسون بيو

دشمن چه غم سي دشمني،بندازه بمب صدمني

                            سيچه رفيك جون جوني تيغت بزه پنهون بيو

از دَسِّ ظلم بي حساب عالم تِموماين خراب

                            شيعه دِلِش وايِن كِباب اي وارث قُراوُن بيو

هَرچيم هِسِن قُربونْ سِرِت خُم كَمتِرينِ نوكِرِت

                            مو تِشنه كام كوثِرِت اي اَورِ  پُربارون بيو

كِيف و كَرار ما خُو تي، يار و نگار ما خُو تي

                            اَور و بهار ما خُوتي اي باي گل بشكون بيو

مامُشتي مردوزن بِوين دنيا هَمَش دشمن بِوين

                            جنگ تن و آهن بِوين اي رستم دستون بيو

اي غايب محبوب ما يعقوب ما ايوب ما

                            اي يوسف كنعون بيو اي نوح كشتيبون بيو

جَلدي بيو از قبله دَر شي پرچم سَوْز ظفر

                            اوسا هُكُه شَق القمر عالم هُكُه حيرون بيو

                                     

                                   احمد منصوري (شاعري از ديار خورموج)

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 20:3  توسط روح اله فقیه  | 
                            

در كتاب « بصائر الدرجات » آمده است : ابو بصير مي گويد : امام باقر (ع) مي فرمايند :« روزي گروهي از ياران رسول خدا (ص) در گرداگرد شمع وجودش حلقه زده بودند ، پيامبر خدا (ص) دو بار فرمود :«أللهّم لقّني إخواني؛ خداوندا برادران مرا به من نشان بده ! » اصحاب عرض كردند :اي رسول خدا ! مگر ما برادران شما نيستيم؟

ايشان فرمود:«نه، شما اصحاب من هستيد ، برادران من گروهي در آخرالزمان هستند ، آنان در حالي كه مرا نديده اند به من ايمان مي آورند . خداوند متعال آنها را پيش از آن كه از صلب پدرانشان و رحم مادرانشان بيرون بيايند ، با نام و نام پدرانشان ، به من شناسانده است . باقي ماندن يكي از آنها بر دين خود ، از صاف كردن درخت قتاد(خاردار)؛ در شب تاريك و يا مانند نگاه داشتن آتش چوب درخت غضاء سخت تر است .

آنان چراغهاي نوراني شب تاريك هستند ، خداوند آنها را از هر گونه فتنة تيره و تاريك نجات مي دهد»
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 19:4  توسط روح اله فقیه  | 

درادامه مبحث  دروغ مي خوانيم كه :

سوگند دروغ

يكي ديگراز گناهان كبيره كه در روايات گذشته به كبيره بودنش تصريح شده است قسم دروغ است مثلاً كسي مي گويد :« والله روز گذشته چنين كاري را كردم » ، در حاليكه چنين نكرده است و يا بگويد:«به خدا سوگند فلان چيز مال من است » در حاليكه مي داند مال او نيست اين نوع سوگند در روايات يمين غموس خوانده شده يعني صاحبش را در معصيت يا در آتش فرو مي برد و همچنين يمين كاذبه و يمين حالقه هم ناميده شده است يعني چنانكه تيغ ، موي را از بدن مي كند اين نوع سوگند هم دين صاحبش را از بين ميبرد .

حضرت صادق (ع) مي فرمايد :« كسي كه قسم بخورد در حالي كه مي داند دروغ مي گويد پس آشكارا با خداوند جنگيده است. 

آثار سوء قسم دروغ

روايات چندي از امام صادق (ع) رسيده كه مي فرمايد قسم دروغ صاحبش را فقير مي سازد و اثر سوء و نكبت آن تا چهل روز به او مي رسد و نيز فرمود سوگند دروغي كه سبب دخول در آتش مي شود آن است كه مردي به دروغ قسم ياد كند تا حق مسلماني را ضايع و مالش را حبس نمايد

سوگند واجب

اگر حفظ جان يا آبروي خود يا مسلماني و همچنين حفظ مالي كه نگهداريش واجب است وابسته به قسم خوردن باشد ، اينجا سوگند واجب مي شود هر چند به دروغ سوگند بخورد البته تا بشود توريه كرد بنا بر احتياط نبايد ترك كند

 

حضرت سجاد سوگند نخورد

در كافي روايت مي كند كه حضرت سجاد (ع) از قبيله بني حنيفه زني داشتند يكي از دوستانشان به آن حضرت خبر داد كه اين زن دشمن جدّت امير المومنين ، علي (ع) است حضرت او را طلاق داد. آن زن با اين كه مهرش را دريافت كرده بود از روي دروغ ادّعاي مهر كرد و به حاكم مدينه شكايت نمود و مطالبه مهرش را از امام كرد . حاكم مدينه به آن حضرت عرض كرد يا سوگند بخوريد كه اين مبلغ را به او داده ايد يا حقش را بپردازيد حضرت سوگند نخورد و به فرزندش امام باقر (ع) فرمود تا چهارصد دينار به آن زن بپردازد. امام باقر (ع)عرض كرد فدايت شوم مگر حق با شما نيست ؟

فرمود:«چرا لكن خدارا بزرگتر از اين مي دانم كه به نام مباركش در مقام دعوي مال دنيا سوگند بخورم.          

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 18:54  توسط روح اله فقیه  | 
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 18:50  توسط روح اله فقیه  | 

حضرت امام صادق (ع) ، از پدرش ، او از جدش اين گونه روايت مي نمايد:« حضرت رسول خدا (ص) فرمود : قائم (عج) از اولاد من است ، نامش نام من و كنيه اش كنيه من ، شمائلش شمائل من و سنّتش سنت من است . مردم را به دين من وا مي دارد ، و ايشان را به كتاب خدا دعوت مي كند .

كسي كه اطاعت او را كند ، اطاعت من كرده ، و كسي كه مخالفت او نمايد ، مخالفت مرا نموده . هر كه در حال غيبت ، او را انكار نمايد مرا انكار كرده است . كسي كه او را تكذيب كند مرا تكذيب كرده ، هر كه او را تصديق نمايد مرا تصديق نموده است . 

1

به خدا شكايت مي كنم از كساني كه مرا در امر وي تكذيب مي نمايند و قول مرا در خصوص او انكار و اُمَّت مرا از طريقه او گمراه مي كنند ...
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 18:49  توسط روح اله فقیه  | 

- برخي انتظار فرج ر ا در دعا براي فرج ، امر به معروف و نهي از منكرهاي جزئي ، منحصر دانسته  و بيش از آن ، وظيفه اي براي خود قائل نيستند.

2- گروهي ديگر ، حتي امر به معروف و نهي از منكرهاي جزئي را نيز بر نمي تابند . چون معتقدند در دوران غيبت ، كاري از آنها بر نمي آيد و تكليفي بر عهده ندارند ، و امام زمان ( عج ) خود ، هنگام ظهور كارها را اصلاح مي كند .

3-پندار گروه سوم چنين است كه جامعه بايستي به حال خود رها شود و كاري به فساد آن نبايد داشت تا زمينه ظهور كه دنيايي پر از ظلم و فساد است فراهم آيد .

4-گروه چهارم ، انتظار را چنين تفسير مي كنند: نه تنها نبايد جلوي مفاسد و گناهان را گرفت ، بلكه بايستي به آنها دامن زد تا زمينه ظهور حضرت حجت هر چه بيش تر فراهم گردد .

پيامد ها:

پيش از طرح منشا و علل چنين ديدگاه هايي ، لازم است برخي از پيامد هاي اين نظريات گفته شود تا مشخص شود كه چرا اين برداشت ها ، برداشت  انحرافي ناميده مي شود .

1- قانع بودن به وضع موجود و عدم كوشش براي تحقق وضعي برتر

2- عقب ماندگي توده

3- تسلط بيگانگان و زبوني در مقابل آنها

4- نا اميدي و پذيرش شكست در حوزه فرد و اجتماع

5- ناتواني دولت و نابساماني كشور                                                                   

 ۶- فراگير شدن ستم و انفعال و بي حركتي در مقابل ظلم

7- قبول ذلت وبدبختي در حوزه فرد واجتماع

8- تنبلي و بي مسئوليتي

9- مشكل تر ساختن حركت و قيام امام زمان (عج) چرا كه هر چه فساد و تباهي بيش تر شود ، كار امام (عج) در مبارزه سخت تر و طولاني مي گردد .

10- تعطيل محتواي بسياري از آيات و روايات مانند : امر به معروف و نهي از منكر  ، ديه ، حدود ، دفاع از محرومان عالم و ...

 پاسخ تفصيلي :

-1 حركت امام زمان (عج) مانند امور ديگر، روال طبيعي دارد و قرار نيست همه امور ، معجزه آسا صورت پذيرد . امام صادق (ع) فرمود  :« قائم ما كه قيام كند ، جز عرق ريختن و خواب(ازفرط خستگي و مبارزه پي درپي) بر  روي زين ها نيست . »

-2 قيام امام زمان (عج)زمينه سازي و آمادگي مي طلبد. چنان كه در روايات ، عده اي به عنوان زمينه سازان حكومت مهدي (عج) نام برده شده اند و در روايات ديگر ، در توصيف منتظران واقعي آمده است :« ... آنان خستگي ناپذير، در آشكار و نهان ديگران را به دين خدا فرا مي خوانند . »

3- اگر اصلاح به صورت كامل مقدور نيست ، اصلاح در حد توان ، ساقط نشده است . 

آب دريا را اگر نتوان كشيد

                           هم به قدر تشنگي بايد چشيد

4- بديهي است كه لازم نيست همه مردم ظالم يا فاسد گردند تا « ظلم فراگير » به وجود آيد . آري ، نگاهي كوتاه و گذرا به جهان نشان مي دهد كه ظلم عالم را فرا گرفته است ، عده اي ظالمند و  

بسياري مظلوم . از طرفي هيچ منافاتي ندارد كه در كنار اين ظلم و جور ، دوستان و منتظران آن حضرت با زمينه سازي مثبت و آينده ساز ، در انديشه مقدمه چنيني براي انقلاب جهاني ايشان باشند . پس ظلم و فساد به صورت نسبي در جهان شيوع دارد .

امام صادق (ع) مي فرمايد :« اين امر ( فرج ) تحقق نمي پذيرد تا اين كه هر يك از شقي و سعيد به نهايت كار خود برسند » . پس شقي در اين است كه گروه سعادت و شقاوتمند هر كدام بايد به نهايت كار خود برسند ، نه اين كه « سعيد » ي در كار نباشد و فقط اشقيا به منتها درجه شقاوت برسند . از سوي ديگر ، بديهي است كه آيات و روايات ما را به مبارزه با ظلم و ستم فرا خوانده اند

ديدگاه صواب :

در مقابل ديدگاه هاي مطرح شده ، نگرش ديگري هم وجود دارد كه انتظار را به معناي فراهم آوردن زمينه هاي ظهور ، ظلم ستيزي به مقدار توان و آمادگي براي ظهور حضرت مي داند . در اين ديدگاه ، فرد بايستي عالم را براي آمدن حضرت مهيا كند و نه تنها امر به معروف و نهي از منكر نمايد ، بلكه بايد به دنبال تشكيل حكومت صالح و حفظ و حراست از كيان اسلامي نيز باشد . حضرت امام (ره) در اين باره مي فرمايد :« البته پر كردن دنيا از عدالت ، اين را ما نمي توانيم بكنيم . اگر مي توانستيم مي كرديم . اما چون نمي توانيم بايد ايشان بيايد ... اما بايد فراهم كنيم كار را  . فراهم كردن اسباب اين است كه كار را نزديك كنيم . كاري كنيم كه عالم مهيا شود براي آمدن حضرت از غيبت صغرا تا كنون كه هزار و چند صد سال مي گذرد و ممكن است صد هزار سال ديگر بگذرد و مصلحت اقتضا نكند كه حضرت تشريف بياورند در طول اين مدت مديد ، احكام اسلام بايد زمين بماند و اجرا نشود ؟ ! و هرج ومرج است ؟ ! اعتقاد به چنين مطلبي يا اظهار آن ها بدتر از اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است  »

نتيجه:

از سويي سخن آيات و روايات درباره امر به معروف و نهي از منكر ، حدود ، ديات ، دفاع ، جهاد ، كمك به محرومان ، عدم تسليم در برابر ستم و ديگر مواردي كه دين مورد تاكيد قرار داده ، ما را به انتظار مثبت رهنمون مي شود .

از سوي ديگر ، پيامبر درون يعني عقل ، نيز تكليف ما را كاملاً مشخص نموده است :

الف ) آيا مي شود همه احكام و دستور هاي الهي در دوران

غيبت تا زمان ظهور ، تعطيل و بدون متولي و مجري بماند ؟ بديهي است كسي بايستي عهده دار و حافظ شريعت الهي بوده و پناهگاه ايتام آل محمد (ص) باشد . بايستي به قدر توان كوشيد و زمينه را فراهم كرد و عالم را براي آمدن حضرت مهيا نمود .

ب) برنامه امام زمان (عج) بسيار عالي است ، اما دشوار است ؛ زيرا بايد تمام جهان را اصلاح كند. از سوي ديگر ، از روايات استفاده مي شود كه امام زمان (عج) و يارانش به وسيله جنگ و جهاد بركفر و ماديگري و بيدادگري غلبه مي كنند . با توجه به اين دو مطلب ، وظيفه مسلمانان اين است كه :

اولاً: در اصلاح خود بكوشند و به اخلاق اسلامي آراسته گردند . وظايف فردي و احكام و دستور هاي قرآن را عمل كنند .

ثانياً: دستور هاي اجتماعي اسلام را استخراج و بين خود به طور كامل اجرا كنند تا نتايج درخشان آن را عملاً در پيش جهانيان مجسم سازند

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 18:48  توسط روح اله فقیه  | 

دعاي « عهد» از جمله دعاهاي مشهور است . اين دعا را كفعمي در مصباح و علامه مجلسي در بحار الانوار نقل كرده اند .

به نقل از فخار بن معد ، با اسناد متصل از امام صادق (ع) چنين نقل مي كند كه حضرت فرمود :« كسي كه چهل صبحگاه اين عهد را بخواند ، از ياران قائم ما خواهد بود و اگر از دنيا برود ، خداوند او را از قبر بيرون خواهد آورد و به او در عوض هر كلمه هزار حسنه مي دهد و هزار گناه از او محو مي كند .»

از آنجا كه توجه به معناي دعا ، شرط تحقق آن است و بدون آن دعا از عنصر انشا خالي است ، پس بر آن شديم كه از اين شماره به بعد اين شرح مختصر و قابل فهم براي عموم نگاشته شود تا در دسترس علاقه مندان و شيفتگان حضرت بقيه الله (عج) قرار گيرد

تفسير دعاي عهد

«اللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظِيمِ» 

 «بار خدايا ! اي پروردگار نور بزرگ!»

نور در دو معنا به كار رفته است.

1- نور ظاهري ؛ همانند نور خورشيد ، ستارگان ، وسايل روشنايي

2- نور هدايت كه روشنايي دل و باطن است . از همين رو درآيه 174 سوره نساء ، « قرآن » نور دانسته شده است :« و ما به جانب شما نوري روشنگر نازل كرديم » . تورات و انجيل نيزدر آيات 44 و 46 سوره مائده به همين ويژگي توصيف شده است .

درباره « نور عظيم » چند احتمال وجود دارد :

1- نور پيامبر اكرم (ص) و اهل بيت (ع) ؛ چرا كه قرآن كريم در آيه 46 سوره احزاب ، پيامبر اكرم را چراغ درخشنده دانسته است«ما تو را شاهد و بشارت دهنده و بيم دهنده و دعوت كننده به خداوند و چراغي فروزان فرستاديم »

2- نور قرآن ؛

3- نور آفريده شده در عرش الهي كه درخشان ترين نور است

4- نور عقل كه موجب هدايت است .

البته مقصود مي تواند همه اين موارد باشد

                                          ادامه در ماههاي بعد                                                                    

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 18:42  توسط روح اله فقیه  | 

در كتاب «احتجاج» آمده است : ابو خالد كابلي مي گويد : امام سجاد (ع) مي فرمايد :« غيبت به وسيله ولي خدا ، دوازدهمين جانشين رسول خدا (ص) و (جانشين ) امامان بعد از او ، طولاني مي شود . اي ابو خالد ! به راستي كه اهل زمان غيبت او ، كه به امامت او معتقدند و منتظر ظهور او هستند ؛ برترين مردمان هر زمان هستند ، زيرا كه خداي متعال آن قدر به آنان عقل ، فهم و شناخت عنايت نموده كه دوران غيبت در پيش آنها همچون زمان حضور شده و به منزله مشاهده است .خداوند آنان  را همانند مجاهداني قرارداده كه در محضر رسول خدا (ص) شمشير زده اند . آنان مخلصان حقيقي ، شيعيان واقعي و راستين ما و دعوت كنندگان به دين خدا در آشكار و نهان هستند

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 18:39  توسط روح اله فقیه  | 

يكي ديگر از علائم حتمي ظهور حضرت ولي عصر (عج) خروج و قيام يماني است و يماني يكي از رهبران بر حق است كه به عنوان حمايت از حضرت ولي عصر (عج) قيام مي كند و با سفياني مي جنگد.

امام باقر (ع) فرمود : سفياني و خراساني و يماني در يك سال و در يك ماه و در يك روز خروج مي كنند و هيچ پرچمي مانند يماني به هدايت نزديكتر نيست ، زيرا يماني مردم را به حق دعوت مي كند . و شما را به سوي صاحبتان دعوت مي كند واي بر كسي كه با او مخالفت و دشمني كند وقتي يماني قيام كند فروش سلاح بر مردم حرام است آنگاه كه خروج كند به سوي او بشتاب كه پرچم او پرچم هدايت است و هر كس از امر او سر پيچي كند اهل آتش خواهد بود زيرا او مردم را به حق و صراط مستقيم دعوت مي كند .

امام صادق (ع) مي فرمايند : خروج يماني از علائم و نشانه هاي حتمي ظهور است .

پس از روايات استفاده مي شود كه حركت و قيام يماني سمبلي از يك قيام بر حق در مقابل انحراف و گمراهي موجود در دوران غيبت حضرت ولي عصر (عج) خواهد بود كه در نزديكي ظهور حضرت واقع مي شود و يكي از زمينه سازان ظهورحضرت مي باشد .    

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 18:37  توسط روح اله فقیه  | 

از جمله علائم حتمي ظهور قتل نفس زكيه است. مرحوم شيخ مفيد از امام باقر (ع) روايتي نقل مي كنند كه حضرت فرمودند ؛ فاصلة بين قتل نفس زكيه و ظهور قائم (عج) بيش از پانزده شبانه روز زيادتر نيست .

مرحوم محدث قمي درباره نفس زكيه مي فرمايند : نفس زكيه پسري است از آل محمد كه در ما بين ركن و مقام كشته مي شود .

و در بحارالانوار است كه نفس زكيه نام او محمد بن حسن است كه معروف به نفس زكيه است و در مسجدالحرام بين ركن و مقام كشته خواهد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 18:32  توسط روح اله فقیه  | 

                                                      به نام خداوند هستي

السلام عليك يا ابا صالح المهدي ؛ سلام به گل نرگس يوسف زهرا، تنها بهانه آفرينش و منتقم خون شهداي كربلا .

نمي دانم از كجا بگويم ، از كدام درد و رنج شكوه كنم ، به كدام سو رو كنم و تو را بخوانم ، دلم مي خواهد از انتظار بگويم ، از درد دوري ، از غربت و بي كسي و از رنج نديدن جمال روي تو .

چه سالهايي كه چشم براه جادة بي غبار ، بي مسافر ماندم تا شايد نور وجودت دل سياه و مملو از گناه مرا روشن كنيد ، چه روزها كه نگاه خسته خود را به آسمان ابري دوختم تا شايد باران چشمهاي مهربانت كوير خشك و بي روح صورتم را نوازش كند .

چه شبها كه به شوق ديدن تو تا صبح مسير ستاره ها را در كهكشان قلبم دنبال كردم تا شايد نشاني از تو يافت كنم . چه ساعتها و دقيقه ها و ثانيه هايي كه با تمام وجود از فرط خستگي و تنهايي صدايت زدم تا شايد دستهاي گرمت را روي شانه هاي دلم احساس كنم .

اما افسوس كه در برابر اين همه چشم انتظاري و احساس هاي غريب و غبار گرفته ، تنها سكوت بود و انتظار . بارها دستهاي رنجور و تهي خود را به دامان خدا گره زده ام و از خداي آينه ها تو را خواسته ام . بارها كبوتر زخمي دلم را به پرواز درآورده ام تا شايد در سرزمين سنگي ، در شهرهاي غصه دار و بغض گرفته ، در دشت هاي عريان و

خشك ، در دل نخلستان هاي مدينه ، كنار خانه محبوب ، دانه اي از دست مهربانت برچيند و جاني دوباره گيرد .

آقاي من يا بن الحسن ، كاش مي آمدي و با نفس مسيحايي خود تمام  دلهاي مرده را از خواب غفلت بيدار مي كردي ، كاش مي آمدي و با هُرم دستهاي مهربانت زمستان سرد و يخبندان طاقت فرساي انتظار را به بهار ديدارت مبدل مي كردي .

كاش مي آمدي و با صداي كه ابهت  علي (ع)  را دارد . به فرياد « هَلْ مِنْ ناصِر» جد غريبت حسين (ع) پاسخ مي دادي و انتقام گل ياس پرپر شده را از مردمان سيه دل و خونخار مي گرفتي .

چه خوب مي شد اگر مي آمدي....

مولاي من يوسف زهرا ، هر روز و هر شب براي آمدنت دعا مي كنم ، براي روزي كه لباس سبز ظهور را برتن داري و كنار كعبه عشق فرياد بر مي آوري « انا بقيه الله »  ،و ما در ركابت مفتخرانه شهد شيرين شهادت را مي نوشيم و به آرامش ابدي مي رسيم .

به اميد آن روز....

« يا ابا صالح المهدي التماس دعا »

                                                                  عاشق و دوستدار هميشگي تو        

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 18:17  توسط روح اله فقیه  | 

درادامه مبحث  دروغ مي خوانيم كه :

توريه چيست ؟

توريه ، گفتن سخني است كه داراي دو معني است يك معني آن راست و مطابق واقع و معني ديگرش دروغ است و گوينده معني درست آنرا قصد مي كند و مخاطب معني دروغ آنرا مي فهمد ، مثل اينكه ظالمي به طلب شما در خانه مي آيد شما را طلب مي كند ، براي فرار از او و اينكه خود را به او نشان ندهيد به كسي كه در خانه است مي گوئيد اشاره به جاي مخصوص بكن و بگو اينجا نيست ، يعني در اين محلي كه من اشاره كرده ام و اين معني صحيح و صدق است هر چند آن ظالم از اين سخن مي فهمد كه شما در خانه نيست يا اينكه جواب را جملة انشائيه مي دهيد مثل اينكه ظالمي به سراغ مظلومي است براي فرار از جواب مي گوئيد به سراغ او در مسجد برو .

اقسام توريه

توريه بر سه قسم است :

قسم اول آن است كه در آن مصلحتي يا دفع مفسده اي باشد مانند مثالهائي كه ذكر شد ، شكي در صحت و جواز آن نيست

قسم دوم آن است كه در آن مفسده اي باشد به سبب آن توريه ، مال يا آبروي مسلماني ضايع گردد يا سبب اذيّت و آزار مسلماني شود ، پس شكي در حرمت آن نيست .

قسم سوم آن است كه مصلحتي در آن نيست و سبب مفسده اي هم نمي گردد بعضي از فقها فرموده اند حرام است زيرا توريه در حقيقت از اقسام كذب است و ادلّة حرمت دروغ شامل آن هم مي شود و مجوزي هم ندارد

آنچه در شماره بعد مي خوانيم :

آثار سوء سوگند دروغ !
+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 21:23  توسط روح اله فقیه  | 

در روايات بسياري به اوصاف مشترك و شباهتهاي امام زمان (عج) به حضرت رسول اكرم (ص) اشاره شده است . ما در اين نوشتار به بعضي از اين ويژگي ها اشاره مي نماييم :

رحمت  

خداوند متعال وجود نازنين پيامبر اكرم (ص) را رحمتي براي عالميان مي داند :« وَ ما ارْسَلْناكَ اِلاَّ رَحْمَهً لِلْعالَمينَ»؛ و تورا جز رحمتي براي جهانيان نفرستاديم . امام زمان (عج) نيز به اين صفت زيبنده اند :« السَّلَامُ عَلَيْكَ ايُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ وَ الْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ وَ الْغَوْثُ وَالرَّحْمَهُ الْوَاسِعَه»؛ سلام بر تو اي پرچم بر افراشته ... و رحمت گسترده الهي.

حجت الهي

« السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّهَ اللَّهِ عَلَي الْاوَّلِينَ وَ الْآخِرِين »؛ امام زمان (عج) نيز با لقب حجه الله مورد خطاب قرار گرفته اند :« السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّهَ اللَّه» .

نور خدايي

پيامبر (ص) نور خدايي است « السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللَّهِ الَّذِي يُسْتَضَاءُ بِه » سلام برتو ، اي نور روشنايي بخش خداوند . در زيارت روز جمعه نيز خطاب به امام زمان (عج) اين گونه آمده است :« السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللَّهِ الَّذِي يَهْتَديِ بِه المُهْتَدُون» ؛  سلام بر تو اي نور خداوند كه هدايت جويان به وسيله او هدايت مي شوند.

دعوت كننده به سوي خداوند متعال

خداوند در قرآن خطاب به رسول مكرمش مي فر مايد :« يا ايُّهَا النَّبِيُّ اِنَّا ارْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذيرا و دعيا الي الله باذنه و سراجا منيرا »؛ اي پيامبر !ما تو را گواه فرستاديم و بشارت دهنده و انذار كننده ،  و تو را دعوت كننده به سوي خدا به فرمان او و چراغي روشني بخش قرار داديم .

در مورد امام عصر (عج) نيز آمده است :« السلام عليك يا داعي الله »؛ سلام بر تو اي دعوت كننده خلق به سوي خدا .

خاتميّت(حُسن ختام)

« ما كان محمد ابااحد من رجالكم و لكن  رسول الله و خاتم النبيين و كان الله بكل شيء عليما » ؛ محمد (ص) پدر هيچ يك از مردان شما نيست ، ولي رسول خدا و آخرين پيامبران است و خداوند به همه چيز آگاه است .

امام مهدي (ع) نيز در معرفي خود مي فرمايند :« انا خاتم الاوصياء و بي يدفع  الله البلاء عن اهلي و شيعتي» ؛ من آخرين از جانشينان پيامبر هستم و بواسطه من خداوند بلا را از اهل و شيعيانم بر مي دارد .

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 21:18  توسط روح اله فقیه  | 

 در دعاي عهد مي خوانيم :«اَللّهمَّ اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أعوانه .خداوندا مرا از ياران او (قرار بده)»

نصرت در لغت به معناي « ياري كردن در مقابل دشمن » است و به كسي كه انسان را در مقابل دشمنان ياري نمايد « ناصر » مي گويند .  اما اگر بدون در نظر گرفتن دشمن و به طور كلي شخصي ديگري را ياري كند ـ خواه در جنگ يا غير جنگ ـ به چنين كسي « عَوْن » مي گويند كه جمع آن اعوان است . پس عنوان عون ، نسبت به ناصر عنوان عامّي است .

امام حسين (ع) با جمله « هل من ناصر ينصرنا ؛ آيا كسي هست كه ما را (در مقابل دشمن ) ياري دهد ؟» به طور عموم ناصر مي طلبد .

حال اين سوال پيش مي آيد كه فرق انصار و اصحاب در چيست ؟در جواب بايد گفت كه اصحاب جمع صاحب است . صاحب كسي است كه با ديگري معاشرت داشته و همراه و هم نشين او باشد .

در خصوص صحابي پيامبر (ص) تعريف مشهور اين است كه : صحابي كسي است كه پيامبر(ص)را در حال مسلماني ملاقات كرده و با حال مسلماني از دنيا رفته باشد ، بنابراين كسي كه در حال كفر ، پيامبر (ص) را ملاقات نموده ويا كسي كه مسلمان شده ولي پيامبر(ص) را مشاهده نكرده و با آن حضرت مصاحبت نداشته جزء صحابه پيامبر به شمار نمي آيند . اما اصحاب ائمه(ع) كساني هستند كه با ائمه مدتي همراه بوده اند و از ايشان احكام و معارف اخذ نموده اند . خواه امام را ياري كرده باشند و يا امام را ياري نكرده باشند . لذا مي توان نتيجه گرفت كه عده اي جزء اصحاب امام حسين (ع) بودند ولي جزء انصار نبوده اند . چون در كربلا به كمك امام (ع) نيامدند ؛ البته نسبت به امام زمان مسأله فرق مي كند . يعني اصحاب امام زمان (عج) كساني هستند كه ياري كنندة حضرت هم هستند و در احاديث ، تعداد اصحاب خاص آن حضرت سيصد و سيزده نفر ياد شده است.

سوال ديگري كه در ادامه پيش مي آيد اين است كه انصار امام زمان (عج) كدامند؟

طبق احاديث و روايات وارده در مورد انصار امام زمان (عج) چنين نتيجه مي گيريم كه نخستين ناصر امام زمان (عج) خود خداوند است و كمك اصلي از سوي خداوند است كه بدون كمك او هيچ تلاشي به نتيجه نخواهد رسيد خداوند آن حضرت را با ايجاد رعب و وحشت در دل دشمنانش و معجزات خاص ياري مي كند كه يكي از اين معجزات طبق احاديث وارده ، فرو رفتن سپاهيان سفياني در زمين است. در درجه بعدي، انصار امام زمان (عج) ملائكه هستند  در اين مورد امام صادق (ع) فرمودند :« نخستين كسي كه با حضرت قائم (عج) بيعت مي كند . جبرائيل است ...» و در جاي ديگر آن حضرت مي فرمايد :« سي هزار و سيصد و سيزده فرشته بر او (امام قائم(عج)) فرود مي آيند ...» سومين گروه از انصار آن حضرت ، جنياني هستند كه مومنند و اما چهارمين گروه از انصار امام زمان (عج) مؤمنين هستند . نصرت امام زمان (عج) در تمام اعمال و كردار مؤمنين نمايان است آنها در لباس پوشيدن، در سخن گفتن و...

 طوري رفتار مي كنند كه مورد تأييد امام است       

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 21:15  توسط روح اله فقیه  | 

يكي از علايم ظهور امام مهدي (عج)كه دربعضي  روايات از نشانه هاي حتمي شمرده شده، خروج شخصي به نام «دجّال» است. وي يك طاغوت پرتزوير و حيله گر است كه عدهّ بسياري را به دنبال خود مي كشد . اخبار ورواياتي كه بر وجود و خصوصيات او دلالت دارد بدين ترتيب است .

حتمي بودن خروج او : اميرالمومنين(ع)از پيامبر اكرم (ص)نقل مي كند كه فرمود:« پيش از قيام ده امر حتمي واقع مي شود: خروج سفياني، دجّال، دود ، دابه الارض، خروج قائم ، طلوع خورشيد از مغرب ، نزول عيسي ، فرو رفتن در مشرق جزيره العرب، بيرون آمدن آتشي از قعر يمن كه مردم را به محشر براند.»

نام ونسبت او :عده اي گويند كه نام دجّال صائد بن صيد يا ابن صيّاد است، و برخي مخالف راي ايشان را گفته اند . در كتابهاي لغت ، دجّال ، به معني كذّاب است ، و فعل آن را به معني « آب طلا و آب نقره دادن » نوشته اند . دجّال را در زبانهاي فرانسه و انگليسي ، « آنتي كريست » ناميده اند كه به معني دشمن و ضد مسيح است .

 خصوصيات فردي او : در كلام رسول خدا (ص) دجّال چنين توصيف شده است :« او مردي چاق ، سرخ رو ، با موي سر مجعّد ، و اعور است، چشمش همچون دانه انگوري است كه بر روي آب قرار گرفته باشد  »

عقيده او : امير المومنين (ع) مي فرمايد :« او با صداي بلندي فرياد مي زند كه بين مشرق و مغرب ، صدايش را جنّ و انس و شياطين مي شنوند ( به فرض صحّت روايت ، ممكن است  اين عمل به وسيله راديو و تلويزيون صورت بگيرد ) و مي گويند : اي دوستان من! به سوي من آييد . من هستم كسي كه آفريده است ، پس استوار ساخته و مقرّر كرده و هدايت نموده است . من پروردگار برتر شما هستم . »

مكان خروج : امير المومنين (ع) مي فرمايد : « او از شهري كه آن را اصفهان مي گويند و قريه اي كه معروف به « يهوديه » است بيرون مي آيد.»

 مرگ او : رسول خدا (ص) مي فرمايد :«  دجّال در امّت من بيرون مي شود در چهل روز ، پس خداوند عيسي بن مريم را مامور مي كند او را طلب مي كند و از بين مي برد .»

و امير المومنين ضمن يك خطبه طولاني فرمود :« مهدي (عج) با يارانش از مكه به بيت المقدّس مي آيند ، و در آن مكان بين آن حضرت با دجّال و ارتش او ، جنگ واقع مي شود ، دجّال و ارتش او مفتضحانه شكست مي خورند ، به طوري كه از اول تا آخر آنها به هلاكت مي رسند و دنيا آباد مي شود و حضرت مهدي (ع) عدالت و قسط را در جهان به پا مي دارد ، و طبق روايتي آن حضرت دجّال را دركُناسه كوفه به دار مي زند . »

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 21:12  توسط روح اله فقیه  | 

 تحقيق در زمينه مهدويت و همچنين تبليغ فرهنگ آن ، ابعاد گوناگوني را در بر مي گيرد كه از آن جمله بررسي مهدويت از منظر دين پژوهان، اسلام شناسان و شيعه شناسان غربي است. با اين نيت بود كه كليه دائره المعارف هاي تخصصي موجود در زمينه هاي اسلام، دين، مهدويت را مورد بررسي قرار داديم تا بدين ترتيب جديدترين و معتبرترين تئوري ها و تحليل هاي علماي غربي را در باب مهدويت ارائه دهيم لازم به ذكر است كه آنچه در اين نوشتار ارائه شده انديشه كوتاه و يا غلط دين پژوهان غربي در باب مهدويت است كه تكيه اصلي آنها بر منابع اهل سنت و اطلاعات ناقص و محدود آنها از شيعه اماميه استوار است

تحقيق در زمينه مهدويت و همچنين تبليغ فرهنگ آن ، ابعاد گوناگوني را در بر مي گيرد كه از آن جمله بررسي مهدويت از منظر دين پژوهان، اسلام شناسان و شيعه شناسان غربي است. با اين نيت بود كه كليه دائره المعارف هاي تخصصي موجود درزمينه هاي اسلام، دين، مهـدويت را مـورد بررسي قـرار داديـم  تا  بـديـن ترتيب جـديـدتـريـن  و   معـتبرترين تـئوري ها وتحليل هاي علماي غربي را در باب «مهدويت»ارائه دهيم لازم به ذكر است كه آنچه در اين نوشتار ارائه شده انديشه كوتاه و يا غلط دين پژوهان غربي در باب مهدويت است كه تكيه اصلي آنها بر منابع اهل سنت و اطلاعات ناقص و محدود آنها از شيعه اماميه استوار است اين مقاله به وضوح نشان مي دهد كه دانشمندان غربي به منابع معتبر شيعه آشنايي كافي نداردو بيشتر به منابع اهل تسنن رجوع مي كنند و ديگر اينكه علماي و حوزه هاي شيعي براي معرفي شيعه و مباني اعتقادي آن به دانشمندان جهان چه مسئوليت سنگيني رابرعهده دارند . آنچه در زير مي خوانيد از دائره المعارف گرفته شده است  مهدي ،يعني « به درستي هدايت شده» نام احياگر دين و عدالت است كه، طبق اعتقاد عام مسلمانان، قبل از پايان يافتن جهان حكومت خواهد كرد . واژه مهدي به اين شكل در قرآن

نيامده است ؛ اما روشن است كه اين نام از ريشه عربي ه . د . ي مشتق شده است كه عموماً در قرآن به معناي هدايت الهي به كار مي رود . اين واژه به عنوان لقبي احترام آميز و  بدون  داشتن بار

مسيحيايي از زمان صدر اسلام به كار مي رفت . از اين رو حسن بن ثابت آن را براي پيامبر  ، و  جرير      آن  را  بـــراي ابـراهيم به كـار  برده است . سليمان بن صرد  امام حسين(ع)  را پس از شهادت « مهدي  پسر مهدي »  ناميد .  طي جنگ داخلي دوم، پس از مرگ معاويه ، اين واژه نخست براي حاكم منتظر به كار رفت كه اسلام را به كمال اوليه خود باز خواهد گرداند . عبدالله بن زبير مدعي شد كه خليفه همان احياگر است . در كوفه ، مختار، محمد بن حنيفيه را به عنوان مهدي دراين مفهوم متعالي معرفي كرد . در ميان خلفاي بني اميه به نظر مي رسد سليمان نخستين خليفه اي بود كه به  ترويج  اين  عقيده  پرداخت  ، كه او مهدي موعود(عج) است و پس از آنكه ظلم به واسطه خلفاي پيشين او گسترش يابد ، عدالت را احيا خواهد ساخت . فرزدق به طور خاص تصريح  نمود، ستون دين كه خميده شده بود اكنون راست شده و كليه مظالم به وسيله مهدي ، يعني سليمان، رفع شده است . از بين خلفاي بعدي بني اميه ، جرير، هشام را مهدي موعود (عج) ناميده است . در بين علماي دين ، بحث

3

دلباختگان يار                                                     

 درباره مهدي موعود (عج)و هويت اورا مي توان در قبل از جنگ جهاني دوم  رديابي كرد. در مدينه ، طبق عقائد ديني محافظه كار ، عمر دوم مهدي موعود تلقي مي شد ، در آن شهر سخنان منسوب به عمر اول و عبدالله بن عمر پخش شده بود مبني بر اينكه عمر اول پيش بيني نموده كه يكي از فرزندان او با ظهور خود زمين را پر  از  عدل  خواهد  كرد .  حتي  اين حديث از امام باقر (ع) ساخته بودند كه ايشان فرموده است :« پيامبر اسلام از ماست و مهدي موعود از بني عبد شمس است . ما او را كسي جز عمر بن عبد العزيز نمي دانيم ». و حديث زير در اواخر حكومت بني اميه در بصره به نقل از ابو سعيد خدري پخش گرديد كه پيامبر گفت : « مهدي موعود در ميان امت من خواهد بود . هر چند براي مدتي كوتاه (هفت سال ، يا نه سال ) در زمان امت من از سعادتي برخوردار خواهند بود كه هرگز از آن بهره مند نبوده اند . زمين ثمرات خود را به آنها خواهد بخشيد و چيزي را از آنها دريغ نخواهد كرد . در آن زمان پول فراوان خواهد بود و هرگاه كسي برخيزد و بگويد «يا مهدي ، بده» او خواهد گفت بگير . » روايت كوفي بر اين نكته تاكيد داشت كه مهدي يكي از اهل بيت پيامبر يا از فرزندان علي خواهد بود .

 

... حتي  اين حديث از امام باقر (ع )   ساخته بودند كه ايشان فرموده است :« پيامبر اسلام از ماست و مهدي موعود از بني عبد شمس است . ما او را كسي جز عمر بن عبد العزيز نمي دانيم »

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 21:3  توسط روح اله فقیه  |