|
همه منتظرند، چشم به افق دوخته اند ، اشك در چشمان شان حلقه زده، زمين و آسمان از اين همه ظلم و ستيزه به ستوه آمده است. مهد ي جان ، چقدردل براي لحظه آمدنت بي صبرانه مي تپد ، بغض پنهانم پشت حصارحنجره زنداني است ، كاش مي آمدي و بغضم را مي شكستي. امروز دستانم را به سوي آسمان بي كران دراز مي كنم ، دست هايم تا آسمان قد مي كشند واز چشمانم درياي اشك جاري مي شود . چشمانم را مي بندم و به پرنده خيالم اجازه مي دهم تا اوج آسمان روياهايم پر بزند. تا چشم كار مي كند بيابان است و خار و ريگ هاي داغ كه پاهاي برهنه ام را مي سوزاند، از فرط و درماندگي فرياد مي زنم، مگرتونبودي كه گفتي درانتهاي همين جاده تو را خواهم يافت، پس چراهرچه مي روم بيشتر درمانده مي شوم؟ چرا اين جاده پاياني ندارد؟ مي خواهم از عمق وجود فرياد بزنم و بگويم : « اي سبزترين غزل من، اگر بيايي خاك پايت را سرمه چشمانم مي كنم ، پس طلوع كن »
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 9:13  توسط روح اله فقیه
|
در شماره قبل خوانديم كه سعد بن عبدالله قمي همراه با احمد بن اسحاق (قمي) به محضر امام حسن عسكري (ع) و امام زمان (عج) شرف ياب شدند و امام زمان (عج) حلال و حرام آن انبان كه به همراه احمد بن اسحاق بود را از هم جدا كرد و حال مي خوانيم ادامه ماجرا را...
ابو محمد (امام حسن عسكري (ع) ) به من نظر كرد و فرمود:« اي سعد ! تو براي چه آمده اي ؟» عرض كردم : «احمد بن اسحاق ، مرا تشويق به زيارت و ديدار مولايمان كرد .» ايشان فرمود :« مسائلي را كه مي خواستي بپرسي چه كردي؟» عرض كردم :« آقاي من ! همچنان بلا جواب مانده است.» ايشان فرمود :« از نور چشمانم بپرس !» و با دست مبارك ، اشاره به همان آقازاده كرد . ايشان به من فرمود :« از هر چه مي خواهي ، بپرس!» سوال نخست به حضرت عرض كردم :« اي مولاي ما و اي فرزند مولاي ما ! از ناحيه شما ، براي ما روايت كرده اند كه رسول خدا (ص) اختيار طلاق زنان خود را به دست اميرالمومنين (ع) قرار داده بود ، حتي روايت شده كه علي (ع) در جمع جمل ، براي عايشه پيغام فرستاد كه اسلام و پيروان آن را گرفتار فتنه خود كردي و فرزندان خود را از روي ناداني به پرتگاه نابودي افكندي . اگر از اين حدّت و شدّت دست برداشته و برگردي ، كه هيچ ، وگر نه تو را طلاق مي دهم، در حالي كه زنان رسول (ص) با وفات حضرت مطلّقه شده اند .» حضرت فرمودند:« طلاق چيست؟» عرض كردم:« باز داشتن راه (اگر بخواهد شوهر كند، آزاد باشد ).» حضرت فرمودند:« اگر چنانچه طلاق آنان با وفات حضرت رسول صورت مي گرفت ، پس چرا بر آنان شوهر كردن حلال نبود؟» عرض كردم :« براي آن كه خداوند تبارك و تعالي،ازدواج را بر آنان حرام كرده است.» فرمود:«چرا؟ در حالي كه وفات رسول خدا (ص) راه رابر آنان باز گذاشته است ؟»عرض كردم :«اي فرزند مولاي من !پس معناي طلاقي كه رسول خدا حكم آن را به امير المومنين(ع) واگذار كرد ، چيست ؟ فرمود : « همانا ، خداوند متعال ، مقام و شأن زنان رسول خدا را تعظيم كرد و ايشان را به شرف مادري مومنان رساند . رسول خدا (ص) باقي است كه به اطاعت خدا مشغول باشد . هر كس از آنان ، اگر پس از من ؟، خدا را نافرماني كند ، و عليه تو خروج كند ، از ميان زنان من او را جدا كن و او را از شرافت مادري مومنان ساقط گردان . » سوال دوم عرض كردم :« يابن رسول الله ! معناي فرمان خداوند به پيامبرش حضرت موسي (ع) كه فرمود:«فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ اِنَّكَ بِاْلوادِ الْمُقدسِ طُوي» چيست؟ فقهاي فريقين ، مي پندارند كه نعلين حضرت موسي(ع) ، از پوست مردار بوده است .» حضرت فرمودند:« هر كس اين چنين گويد ، به موسي (ع) افترا بسته است و او را در نبوت خود نادان شمرده است . چون ، مطلب از دو حالت بيرون نيست ؛ يا نماز خواندن موسي با آن نعلين جايز بوده يا جايز نبوده است . اگر نمازش صحيح بوده ، پوشيدن آن كفش در آن بقعه زمين هم براي او جايز بوده است؛زيرا ، هر قدر آن بقعه و زمين مقدس پاك باشد ، مقدس تر و پاك تر از نماز نيست . اگر نماز خواندن موسي(ع) با آن نعلين جايز نبوده ، ايراد به موسي (ع) وارد مي شود كه حلال و حرام خدا را نمي دانسته است و از آن چه نماز با آن جايزاست و آن چه جايز نيست ، اطلاع نداشته است و اين نسبت به پيامبر خدا ، كفر است» عرض كردم :« آقاي من ! پس تأويل آن چيست؟» فرمود:« موسي (ع) در وادي مقدس ، با پروردگار خود مناجات كرد و گفت:« بار الها ! من ، خالصانه ، تو را دوست دارم واز هر چه غير از توست دل شسته ام ، با آن كه اهل خود را بسيار دوست مي داشت.خداوند تعالي به او فرمود :نعلين خود را به درآر؛ يعني ، اگر مرا خالصانه دوست داري و از هر چه غير از من است ، دل شسته اي ، قلبت را از محبت اهل خود تهي ساز .
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 9:12  توسط روح اله فقیه
|
جاهايي كه دروغ جايز است ! 1- هرگاه ضرر مالي يا جاني يا عرضي متوجّه فرد يا ديگري از افراد مسلمين شود و به سبب دروغ گفتن دفع آن ضرر بشود ، جايز است و اگر لازم شود قسم خوردن هم مانعي ندارد . مثل اينكه ظالمي مي خواهد مسلماني را بگيرد و بكشد ،يا بزند و آبروي او را بريزد . مالش را ببرد ويا زندانش كند و از شما محلّش را مي پرسد اگر شما بروز دهيد مرتكب حرام شده ايد و واجب است انكار نماييد و اگر لازم شد قسم ياد كنيد كه جايش را نمي دانيد. روايات وارده در اين موضوع بسيار است از آن جمله ،از حضرت صادق(ع) از اميرالمومنين(ع) نقل كرده اند كه رسول خدا (ص) فرمود :« قسم دروغ به خدا ياد كن و برادر مسلمانت را نجات بده» و حضرت صادق (ع) فرمود :« قسم دروغي كه كفاره ندارد بلكه براي صاحبش اجر و ثواب ثبت مي شود ، قسمي است كه براي خلاصي جان يا مال مسلماني از شر ظالمي مانند دزد و غيره ياد شود.» 2- دوم از مواردي كه دروغ گفتن جايز است مورد اصلاح است يعني هر گاه بين دو نفر مسلمان مخاصمه و نزاع و جدال باشد وراه اصلاح بين ايشان منحصر به دروغ گفتن باشد ، دروغ گفتن جايز مي شود ، يا اينكه به سبب دروغ از پيدا شدن كينه و دشمني بين دو نفر مسلمان جلوگيري مي شود مثل اينكه بين زن و شوهري بي مهري پيدا شده وممكن است بينشان جدايي افتاده ، به طلاق بكشد جايز است بگويد مثلاً زن تو در فراقت سخت ناراحت است و شدت علاقه اش به تو طوري است كه شايد مريض شود. روايات وارده در اين موضوع بسيار است از جمله، در وصّيت پيغمبر به امير المومنين (ع) است كه فرمود:« به درستي كه خداوند دوست مي دارد دروغي كه براي صلاح و اصلاح گفته شود و دشمن مي دارد سخن راستي كه موجب فساد باشد.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 9:9  توسط روح اله فقیه
|
وقتي كه اوضاع عمومي جهان مساعد شد و افكار مردم جهان براي پذيرش حكومت حق و عدالت آماده گشت ، نوبت انقلاب مهدي موعود (عج) فرا مي رسد ، و خداوند به آن حضرت اذن و اجازه نهضت مي دهد . در اين زمان است كه امام مهدي (عج) در مكه ظاهر مي شود و انقلابي بزرگ ، انقلاب جهاني خود را آغاز مي كند . چنان كه مفضّل از حضرت امام صادق (ع) پرسيد :« اي آقاي من ، حضرت مهدي (عج) از كجا و چگونه ظهور مي كند ؟» حضرت فرمود:« اي مفضّل ! او به تنهايي ظهور مي كند و به تنهايي كنار خانه كعبه مي آيد و به تنهايي شب را در آنجا مي گذراند .»
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 9:7  توسط روح اله فقیه
|
اين سوال در ذهن خيلي ها هست كه چه كار كنيم تا خدمت امام زمان (عج) شرفياب شويم ؟ اگر به حديث معراج نگاهي بيندازيم در قسمتي از آن مي خوانيم :« يا احمد ! فَمَن عَمِل برضاي ، ألزمه ثلاث خصال: أُعرفهُ شكراً لايُخالطه الجهل و ذكراً لايُخالطه النسيان و محبهً لا يوُثِر علي محبتي محبهَ المخلوقين . فإذا احبّني أَحبَبْتُه و أفتحَ عينَ قلبه الي جِلالي و لا اُخفي عليه خاصهَ خلقي » خداوند ، به پيامبر (ص) مي فرمايد :« هر كس به رضاي من و آن چه مي خواهم ، عمل كند و وظايف اش را انجام دهد ، واجباتش را به جا آورد و محرمات را ترك كند ، من ، سه مطلب را به او مي دهم . يكي از آن سه ، اين است كه : « بندگان خاص خودم را از او مخفي نمي كنم»
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 9:6  توسط روح اله فقیه
|
نام گذاري او(امام دوازدهم) به مهدي ، اين است كه خدااو را به امور مخفي هدايت كرده است . از جمله اينكه تورات و ديگر كتابهاي آسماني را از غاري در انطاكيه خارج مي سازد و ميان پيروان تورات به تورات و پيروان انجيل به انجيل و پيروان زبور به زبور و پيروان قرآن به قرآن ، قضاوت و داوري مي كند .»و امام صادق (ع) مي فرمايد :« آگاه باشيد ، قسم به خداي مهدي (عج) عدالت را وارد خانه ها مي كند ؛ همچنان كه سرما و گرما وارد خانه ها مي شود ( يعني دادگري او همه جا را فرا مي گيرد)» از آنجا كه انسان آزاد آفريده شده و در تصميم ها و اعمال خويش از اصل جبر پيروي نمي كند ، خواه ناخواه افرادي – هر چند انگشت شمار – در هر اجتماع صالح ممكن است پيدا شوند كه از آزادي خود سوء استفاده كنند و از آن براي وصول به مقاصد شوم خود بهره گيرند روايات وارده در رابطه با روش داوري آن حضرت و امور مربوطه به داوري بسيار است كه ما به بخشي از آنها اشاره مي كنيم : امام صادق (ع) فرموده اند :« وقتي كه قائم (عج) قيام كند. داوري را بر اساس عدالت قرار مي دهد و ظلم و جور در دوران او برچيده مي شود و جاده ها در پرتو وجودش امن و امان مي گردد و زمين بركاتش را خارج مي سازد و حق هر كسي را به او بر مي گرداند ، و در بين مردم همانند داوود (ع) و محمد (ص) داوري مي كند ...» و در روايتي ديگر جابر از امام باقر (ع) نقل مي كند كه فرمود :« حضرت امام عصر (عج) ، به اين جهت مهدي ناميده شده است كه به امور مخفي و پنهان هدايت مي شود ، تا جايي كه گاه به سراغ مردي مي فرستد (و او را) به قتل مي رساند كه مردم او را بي گناه مي دانند ( زيرا از گناه پنهاني او همانند قتل نفس كه موجب قصاص است ، آگاه مي باشد ) تا آنجا كه بعضي ها هنگامي كه در خانه خود سخن مي گويند ، مي ترسند ديوار بر ضد آنها شهادت دهد ( و از كارهاي خلاف و توطئه آنان امام را با خبر سازد)» در جايي ديگر ابان مي گويد : از امام صادق (ع) شنيدم كه مي فرمود:« دنيا به پايان نمي رسد تا اينكه مردي از تبار من قيام كند و در حكومت خود به حكم آل داوود حكم نمايد . از كسي مطالبه بينه و شاهد نكند و هر كسي را به حكم واقعي او محكوم نمايد.» ابان بن تغلب گفت:« امام صادق (ع) براي من چنين فرمود :« دو خون است كه در اسلام از طرف خداوند حلال شناخته شده است ، و لكن هيچ كسي در آن دو خون حكم نكند ، تا اينكه خداي عزيز و بزرگ قائم (عج) اهل بيت را برانگيزاند و... [او] زناكننده محض را سنگسار كند و مانع الزكات را گردن زند.» در حديثي ازامام باقر (ع) مي خوانيم كه مي فرمايد:« علت
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 9:4  توسط روح اله فقیه
|
روايتي كه در كمال الدين شيخ صدوق و غيبت شيخ طوسي آماده مي خوانيم :«توقيعي به دست ابو الحسن سمري رسيدبه اين مضمون:اي علي بن محمد سمري گوش فراده خداوند پاداش برادرانت را درباره تو بزرگ دارد. مرگ تو شش روز ديگر فرا مي رسد . امورت را جمع وجور كن و به كسي به عنوان جانشين براي خودت وصيت مكن؛چرا كه غيبت تامّ واقع شده و ظهوري نخواهد بود؛مگر پس از اذن و اراده خداوند متعال. و اين ظهور و اذن پس از طولاني شدن مدت و سخت شدن دل ها و پر شدن زمين از جور خواهد بود ودر آينده از شيعيان من كسي پيش از خروج سفياني و قبل از صيحه آسماني ادعاي مشاهده كند ،او بسيار دروغگو و مفتري است و حول و قوه اي نيست جز به واسطه خداوند بلند مرتبه و بزرگ.» الف) درباره سند: در كتاب مكيال المكارم اين روايت به عنوان روايت صحيح و عالي السند معرفي شده است . «ان هذا الحديث صحيح عال اصطلاحاً لانه مروي عن مولانا صاحب دلباختگان يار 3 و درجاي ديگري ازاين كتاب دليل درستي و اعتبارحديث را وجود اين حديث در كتاب احتجاج طبرسي مي داند و دليل ديگر را اين مي داندكه از زمان صدوق تا امروز كسي از عالمان در اعتبار اين حديث مناقشه نكرده است. ب) درباره محتواي روايت اگر به محتواي حديث با دقت نگاه كنيم مي بينيم كه منظور از مشاهده ، مشاهده خاصي است يعني اگر كسي ادعا كند كه امام را ديده و از سوي او ماموريت و نيابتي دارد. اين موضوع در متن بيان مرحوم مجلسي آمده است آنجا كه مي فرمايد:«شايد اين حديث به كسي حمل شود ادعاي ديدار حضرت را همراه با دعوي نيابت از سوي حضرت و واسطه خبر بودن بين حضرت و شيعه را داشته باشد…» ديگر عالمان از محتواي اين حديث چنين برداشت دارند كه شايد: 1- منظور از مشاهده، ظهور حضرت است و منظور از ادعاي مشاهده، ادعاي ظهور حضرت است. 2- منظور از مشاهده، يك بار ديدار استثناء نيست، بلكه ديدارهاي مكرّر است ؛ چيزي مانند سفيران زمان غيبت صغري
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 9:2  توسط روح اله فقیه
|
به عنوان مثال : مرحوم نجاشي در حق او مي نويسد :«بسيار ضعيف و فاسد العقيده است . در هيچ چيز به او اعتماد نمي شود. ابن داوود و علامه حلي تفرشي نيز در كتابهاي خود عين عبارت نجاشي را آورده اند و علامه مجلسي نيز كه در مواردي از وي روايت نقل كرده، در رجال خود به صراحت به ضعيف بودن او داوري كرده اند 2) اين حديث معارض است با روايات فراواني كه مي گويد : حضرت قائم (عج) دقيقاً همانند سيره رسول اكرم (ص) رفتار مي كند . به عنوان مثال در روايات داريم كه: · امام باقر (ع) مي فرمايد : « او همانند سيره پيامبر رفتار مي كند .» · امام صادق (ع)مي فرمايد:«آنچه رسول خدا انجام داد او نيز انجام مي دهد.» · پيامبر اكرم (ص) در جاي ديگر مي فرمايد:«او مردي از تبار من است ، بر اساس سنت من پيكار مي كند ، چنان كه من بر اساس وحي پيكار نمودم. 3) اين حديث معارض است با احاديث فراواني كه مي گويد : او شبيه ترين مردمان به رسول خدا (ص) است . · امام عسكري (ع) مي فرمايد:«او شبيه ترين مردم است به رسول خدا(ص)،در سيرت وصورت · پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد:«مهدي(عج) از فرزندان من ،همنام من، هم كنيه من است، او در خلقت و سيرت شبيه ترين مردمان است به من 4) اين حديث معارض است با احاديث فراواني كه مي گويد او از سيره امير المومنان (ع) پيروي مي كند . · امام صادق (ع) مي فرمايد :« چون قائم (عج) ما قيام كند ، جامه علي (ع) را مي پوشد و سيره او را مي پويد · امام صادق (ع) در جاي ديگر مي فرمايد:« هنگامي كه اين امر به دست ما برسد ، همان زندگي پيامبر (ص) و سيره امير المومنين(ع) شيوه ما خواهد بود. 5) اين حديث با آيات قرآن هم خواني ندارد . قرآن كريم رسول اكرم(ص) را براي همگان الگو و اسوه معرفي كرده است و رافت و رحمت و نرمش او را مهمترين وسيله جذب مردم بيان فرموده است. بسيار طبيعي است كه خليفه و جانشين او نيز بايد ازهمين طريق دلها را به سوي خود جذب كند. كس سر شيعه علي ابن ابيطالب را بياورد ، هزار درهم مزد خواهد گرفت . همسايه بر همسايه مي جهد وگردنش را مي زند و هزار درهم را مي گيرد . آگاه باشيد كه در آن روز حكومت شما فقط به دست زنا زادگان خواهد بود . » زمان خروج او : امام صادق (ع)مي فرمايد :« امر سفياني از مسائل حتمي ، خروجش در ماه رجب مي باشد . » و نيز مي فرمايد :« خروج سفياني و يماني و خراساني در يك سال و يك ماه و يك روز واقع خواهد شد .» مكان خروج او : امير المومنين (ع) مي فرمايد : « سپس پسر جگر خوار (هند ، همسر ابو سفياني ) از وادي يابس خروج كند . تا به منبر دمشق نشيند » و امام هادي (ع) در ضمن حديثي چنين فرمو ده است : « خراساني و سفياني خروج خواهند كرد ، اين از مشرق وآن از مغرب » . مدت حكومت : امام صادق (ع) فرمود :« سفياني از علايم حتمي است ، خروج او در ماه رجب خواهد بود ، و از آغاز خروجش تا پايان آن جمعاً 15 ماه است كه در6ماه آن جنگ و پيكار مي كنند .چون شهرهاي پنجگانه ( دمشق ، حمص ، فلسطين ، اردن ، طب ) را تصرف كرد ، 9ماه فرمانروايي مي كند ، و يك روز هم بر آن افزوده نمي شود محل مرگ او : حضرت اميرالمومنين (ع) در ذيل آيه شريفه«وَلَوْ تَري اِذْ قَرَعُوا فَلا فَوْت» مي فرمايد :« كمي پيش از قيام قائم ما مهدي (عج) ، سفياني خروج مي كند ، پس به اندازة دوران حاملگي يك زن كه 9ماه باشد حكومت مي كند ، لشكريان او به مدينه وارد مي شوند ، تا اينكه به «بيدا» مي رسند ، خداوند آنها را در زمين فرو مي برد . » اين بود مهمترين خصوصياتي كه در كتب حديث ، پيرامون سفياني ذكر شده است .
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 8:59  توسط روح اله فقیه
|
محمد بن علي كوفي با سلسله اسنادش از زراره نقل مي كندكه ازامام باقر(ع) پرسيدم:«آيا قائم (عج) ازسيره پيامبر(ص) پيروي مي كند؟» فرمود:« نه ، هرگز با سيره آن حضرت رفتار نمي كند » گفتم : چرا جانم به فدايت ؟ فرمود :«رسول خدا در ميان امت با من (منت نهادن بر اسيران و آزاد كردن آنها) رفتار نمود ، تا در ميان مردم الفت ايجاد كند، ولي قائم(عج) با كشتاررفتارمي كند .در نامه اي كه در دست اوست ، به او امر شده كه كشتار را پيشه سازد وتوبه احدي را نپذيرد. واي بر كسي كه با او به دشمني برخيزد . حال به بررسي اين حديث مي پردازيم: 1 ) حديث بالا از نظر سند ضعيف بوده زيرا راوي او محمد بن علي كوفي است كه او را فاسد العقيده گفته اند به عنوان مثال : مرحوم نجاشي در حق او مي نويسد :«بسيار ضعيف و فاسد العقيده است . در هيچ چيز به او اعتماد نمي شود. ابن داوود و علامه حلي تفرشي نيز در كتابهاي خود عين عبارت نجاشي را آورده اند و علامه مجلسي نيز كه در مواردي از وي روايت نقل كرده، در رجال خود به صراحت به ضعيف بودن او داوري كرده اند 2) اين حديث معارض است با روايات فراواني كه مي گويد : حضرت قائم (عج) دقيقاً همانند سيره رسول اكرم (ص) رفتار مي كند . به عنوان مثال در روايات داريم كه: · امام باقر (ع) مي فرمايد : « او همانند سيره پيامبر رفتار مي كند .» · امام صادق (ع)مي فرمايد:«آنچه رسول خدا انجام داد او نيز انجام مي دهد.» · پيامبر اكرم (ص) در جاي ديگر مي فرمايد:«او مردي از تبار من است ، بر اساس سنت من پيكار مي كند ، چنان كه من بر اساس وحي پيكار نمودم. 3) اين حديث معارض است با احاديث فراواني كه مي گويد : او شبيه ترين مردمان به رسول خدا (ص) است . · امام عسكري (ع) مي فرمايد:«او شبيه ترين مردم است به رسول خدا(ص)،در سيرت وصورت · پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد:«مهدي(عج) از فرزندان من ،همنام من، هم كنيه من است، او در خلقت و سيرت شبيه ترين مردمان است به من 4) اين حديث معارض است با احاديث فراواني كه مي گويد او از سيره امير المومنان (ع) پيروي مي كند . · امام صادق (ع) مي فرمايد :« چون قائم (عج) ما قيام كند ، جامه علي (ع) را مي پوشد و سيره او را مي پويد · امام صادق (ع) در جاي ديگر مي فرمايد:« هنگامي كه اين امر به دست ما برسد ، همان زندگي پيامبر (ص) و سيره امير المومنين(ع) شيوه ما خواهد بود. 5) اين حديث با آيات قرآن هم خواني ندارد . قرآن كريم رسول اكرم(ص) را براي همگان الگو و اسوه معرفي كرده است و رافت و رحمت و نرمش او را مهمترين وسيله جذب مردم بيان فرموده است. بسيار طبيعي است كه خليفه و جانشين او نيز بايد ازهمين طريق دلها را به سوي خود جذب كند.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 8:57  توسط روح اله فقیه
|
بين حضرت زهرا(س) و حضرت مهدي (عج) شباهت هاي فراواني وجود دارد كه ما در اينجا به سه مورد از آنها اكتفا مي كنيم. · حضرت زهرا(س) نور اهل آسمان و حضرت مهدي(عج) نور اهل زمين است الف) حضرت زهرا(س) نور اهل آسمان است در بخشي از يك حديث طولاني و زيبا، پيامبر اكرم(ص) فرمود:«سپس ظلمت و تاريكي همه جا را فرا گرفت. ملائكه به خدا شكايت كردند: «خدايا! اين تاريكي را از ما برطرف كن.» پس خداوند، كلمهاي فرمود. از آن كلمه، روحي را خلق كرد. سپس كلمهاي فرمود. از آن كلمه هم، نوري خلق كرد. آن نور، روشنايي داد (و اضافه شد) به آن روح. خداوند ، او را در جايگاه عرش جا داد. پس همه جا روشن شد. آن، حضرت فاطمه زهرا(س) است. به همين دليل، «فاطمه» را «زهرا» ناميدند؛ چون به واسطهِ نور او، آسمانها روشن شد. ب) حضرت مهدي(عج) نور اهل زمين است مفضل بن عمر ميگويد:از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: «ربّ الارض (در آيهِ «واشرقت الارض بنور ربّها»؛ يعني امام الارض)مراد امام زمين است.»
مراد از« امام» در اين روايت، يقيناً، حضرت مهدي(عج) است؛ زيرا اوّلاً: در خود روايت ميگويد: « وقتي قيام كند، چه اتفاقي ميافتد؟.» ثانياً، هيچ زماني اين گونه نبوده و فقط در زمان آن حضرت، مردم از نور خورشيد و ماه بينياز ميشوند. دليل اين مطلب، روايتي است كه باز خود مفضل بن عمر از امام صادق(ع) نقل ميكند كه فرمود: وقتي قائم(عج) ما قيام كند، زمين، به نور پروردگارش روشن ميشود و مردم، از نور خورشيد بينياز ميشوند و ظلمت به طور كلي از بين ميرود. · سخن گفتن حضرت زهرا(س) و حضرت مهدي(عج) هر دو در شكم مادر الف) حضرت زهرا(س) با مادر سخن ميگويد: امام صادق(ع) ميفرمايد: وقتي حضرت خديجه(س) با پيامبر(ص)ازدواج كرد، زنان مكه از او كنارهگيري كردند، (و او تنها شد) تا اين كه به حضرت زهرا(س) باردار شد. در آن زمان بود كه فاطمه، با او سخن ميگفت و از او ميخواست كه صبر كند. ب) سخن گفتن حضرت مهدي(عج) در شكم مادر: حضرت حكيمه خاتون، وقتي قضيّهِ شب تولّد را نقل ميكند، ميگويد:امام عسكري(ع) فرمود: سورهِ قدر را بر نرجس خاتون بخوان. شروع كردم به خواندن سوره قدر. پس آن طفل، در شكم نرجس خاتون، با من همراهي ميكرد و ميخواند آن چه من ميخواندم و بر من سلامي كرد. من ترسيدم.امام، صدا زد: اي عمّه! از قدرت الهي تعجب نكن، كه حق تعالي كودكان ما را به حكمت گويا ميگرداند و ما را در بزرگي، در زمين، حجت خود ميگرداند · حضرت زهرا(س) و حضرت مهدي(عج) شفيع مؤمنان در قيامتند الف) حضرت زهرا(س) شفيع روز قيامت است: روايات دلالت كننده بر مقام شفاعت زهرا(س) متعدد هستند. در اين جا، به برخي از آنها اشاره ميشود. پيامبر اكرم(ص) فرمود:اي فاطمه! بشارت باد بر تو! اميرمؤمنان(ع) خطاب به امام حسن و امام حسين(ع) فرمود: شما، پيشوا هستيد و شفاعت براي مادر شماست ب) حضرت مهدي(عج) هم شفيع روز قيامت است: در حديثي، امير مومنان علي(ع) و جابر بن عبدالله انصاري از رسول خدا(ص) نقل ميكنند كه پيامبر(ص) مقامات ائمه(ع) را در روز قيامت بيان فرمود. مقام حضرت مهدي(عج) را اين گونه بيان ميفرمايد: امام مهدي(عج)، شفيع مؤمنان در روز قيامت است؛ چرا كه اذن شفاعت، از طرف خداوند داده نميشود مگر به كسي كه خداوند بخواهد و به آن راضي باشد
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 8:54  توسط روح اله فقیه
|
|
//Modified by CoffeeCup Software //This code is Copyright (c) 1997 CoffeeCup Software //all rights reserved. License is granted to a single user to //reuse this code on a personal or business Web Site. --> JavaScript Codes |